ببر مازندران |

اکثر فروشندگان نیز گوشیهای تقلبی یا چنج خود را به عنوان گوشیهای اصل معرفی می کنند، البته برای شناسایی گوشیهای اصل از رجیسترچنج راههای متفاوتی وجود دارد که متداول ترین آن دادن کد #06#* به گوشی و مشاهده سریال مادربرد گوشی(IMEI) و مطابقت آن با شماره سریال روی بارکد کارتن یا باتری گوشی است.
اگر شمارهها با هم همخوانی داشته باشد گوشی اصل خواهد بود، در غیر این صورت گوشی مذکور رجیستر چنج (قاچاق) است. البته به این روش نیز نمیتوان اطمینان 100درصد داشت، چرا که به تازگی قاچاقچیان گوشی پس از چنج کردن زیر زمینی گوشی (تعویض شماره سریالی که با شماره #06#* در صفحه نمایش گوشی دیده میشود) بارکدی تقلبی روی کارتن گوشی میچسبانند و شماره سریال باتری گوشی را نیز به همین شکل تغییر میدهند.
با این ترفند، همه شمارهها با هم مطابقت میکند، در حالی که گوشی مذکور قاچاقی است.
متخصصان و فعالان بازار گوشی، هم اکنون برای اطمینان از اصل بودن یا رجیستر چنج بودن گوشیهای خود به سادگی و از طریق اینترنت، بدون نیاز به یافتن کد گوشی روی کارتن یا باتری گوشی به اصل یا غیراصل بودن گوشی پی میبرند.
در این روش ، ابتدا روی گوشی خود کد #06#* را وارد میکنند تا شماره سریال گوشی یا IMEI گوشی را مشاهده کنند، سپس این شماره را در سایت اینترنتی و بین المللی شماره سریال www.numberingplans.com چک میکنند.
این سایت درصورت وارد کردن شماره سریال درست، مشخصاتی از جمله مدل گوشی، کارخانه ساخت گوشی، کشور سازنده، سال ساخت، و حتی کشور سفارش دهنده را نشان میدهد.
مشخصات داده شده باید با مشخصات گوشی صدق کند به طور مثال اگر گوشی شما مدل سونی اریکسون w800i باشد پس از وارد کردن شماره گوشی در قسمت مشخص شده سایت، مشخصات همان گوشی نمایان میشود. اطلاعات آنالیز شده در سایت پس از درخواست چک کردن شماره سریال گوشی مدنظر، اگر پس از نمایش مشخصات، متوجه شدید که مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نیست و به طور مثال مربوط به یک گوشی k750i است، باید بدانید که گوشی شما غیراصلی و رجیستر چنج است.
1) دانشگاه ماسوچوست
2) دانشگاه استنفورد
3) دانشگاه كاليفرنيا - بركلي
4) دانشگاه جورجيا
5) دانشگاه ايلينوس شامپاين
6) دانشگاه كامگي ملون
7) دانشگاه كاليفرنيا
8) دانشگاه شمال شرق كاليفرنيا
9) دانشگاه ميشيگان
10) دانشگاه كرنل
11) دانشگاه تگزاز
12) دانشگاه پردو
13) دانشگاه سن ديگو كاليفرنيا
14) دانشگاه تگزاز A & M
15) دانشگاه ويسكانسين
16) دانشگاه كاليفرنيا - لس آنجلس
17) دانشگاه ماريلند
18) دانشگاه پرينستون
19) دانشگاه كلمبيا
20) دانشگاه كاليفرنيا- سانتا باربارا
21) دانشگاه جنوب غرب
22) دانشگاه پنسيلوانيا
23) دانشگاه هاروارد
24) دانشگاه مينسوتا
25) دانشگاه واشنگتن
26) دانشگاه جان هاپكينز
27) دانشگاه اوهايو
28) دانشگاه فلوريدا
29) دانشگاه پنسيلوانيا
30) دانشگاه دوك
31) دانشگاه رايس
32) دانشگاه روچستر
33) دانشگاه ويرجينيا
34) دانشگاه كاروليناي جنوبي
35) دانشگاه كاليفرنيا - ديويس
36) دانشگاه پلي تكنيك رنسلار
37) دانشگاه كاليفرنيا - ايروين
38) دانشگاه ويرجينيا
39) دانشگاه ياله
40) دانشگاه كلورادو
41) دانشگاه بوستون
42) دانشگاه لهاي
43) دانشگاه واندر بيلت
44) دانشگاه واشنگتن در خيابان لوئيس
45) دانشگاه كيس وسترن
46) دانشگاه اوا
47) دانشگاه دارتموس
48) دانشگاه نيوجرسي
49) دانشگاه دلاوير
50) دانشگاه آريزونا
![]()
استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.
شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت. فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.
استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.
پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.
پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکدههای فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش دهها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, وی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار میرود که برای نمونه به مواردی اشاره میکنیم:
بدان ای اسکندر پس از مرگ من
پس از ریزش آخرین برگ من
توانی گشایی در پارس را
نهی بر سرت افسر پارس را
به تخت جم و کاخ شاهنشهان
قدم چون نهی با دگر همرهان
مبادا شوی غره از خویشن
که ایران بسی پرورد همچو من
شكافـتن رباعی بوعلی سینا در ارتباط ذره و آفـتاب
دل گرچه درین بادیه بسیار شتافـت یک موی ندانست ولی موی شكافـت
اندر دل من هـزار خورشیـد بتافـت آخر به کمــــــــال ذره ای راه نیافـت
این رباعی معظم از "پور سینا"ست؛ از شیخ الرئیس حجة الحق شرف الملک امام الحکماء ابوعـلی حسین بن عـبدالله بن حسن بن عـلی معروف به "ابن سینا"، فـرزند نامدار منطقه که نسبتش به وطن عـزیز ما ولی افـتخارش به تمام عالم بشریت میرسد. در مورد انتساب این مرد بی مانند خراسان ــ افغانستان قـدیم ــ که یکی او را "ایرانی" میداند و دگری "بخارائی"، بسیار گپ زده اند. اما موضوع بحث این مقاله چیز دیگریست. موضوع بحث، شكافـتن همان رباعی باشکوهـیست، که از طبع بوعـلی تراویده و در ذیل تندیس مرمرینش در "میدان بوعـلی" و در برابر آرامگاه پرجلالـش در همدان ــ ایران ــ منقـور گشته. این رباعی که عالمی از معانی را در بر دارد ، هم مقام باعظمت خود بوعـلی و نیز عـظمت کائنات را به بررسی میگیرد.
ابن سینا ضمن این رباعی مقام شامخ و عظمت عـلمی خود را پیش میکشد، آن را در کنار عظمت کائنات میگذارد و این عظمت را با آن عظمت مقایسه میکند. از سعی و تلاش مداوم و شتابندۀ خود در بادیه و وادی عـلم و دانش و حکمت سخن میگوید و میگوید، که با وجود موشكافی ها، به درک یک سر موئی هم نرسیده است. قـلب خود را باز میکند، که در آن هـزار خورشید دانش و معرفـت میدرخشد و وقـتی آنرا در برابر عظمت جهان هـستی قـرار میدهـد، به صراحت اقـرار میدارد، که حتی به ساختمان یک ذره هم پی نبرده است. بوعـلی کائنات را از طریق ذره میخواهـد شرح دهـد و چون به کنهِ ذره نمیرسد، خود را از درک جهان هـستی عاجز مییابد. توانائی خود را برجسته میسازد، ولی وقـتی عظمت عالم هـستی را مینگرد، سر تسلیم مینهد.
البرت اینشتین که انسان معـتقـدی بود، فـرق اعـتقاد یک فـرد عادی و اعـتقاد یک متفکر را درین می بیند، که متفکر با عالمی بُهت و عَجز، در برابر مبدأ هـستی، سر خم میکند. درست کاری را که بوعـلی سینای نامور، ده قـرن پیشتر از او کرده بود.
بقیه در ادامه مطلب
در زمانهای گذشته حاکمی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که واکنش مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد .
بعضی از بازرگانان، نظامیان و ندیمان ثروتمند حاکم بی اعتنا از کنار تخته سنگ میگذشتند و بسیاری هم غرولند میکردند که این چه شهریست که نظم ندارد، حاکم این شهر عجب مرد بیعرضه ای است . با این حال هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمیداشت.
نزدیک غروب یکی از روستائیان نزدیک سنگ رسید، در حالی که در پشتش بار میوه و سبزیجات بود، بارهایش را بر زمین گذاشت و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده بر داشت و آن را کناری قرار داد، ناگهان زیر تخته سنگ کیسه ای را دید، کیسه را باز کرد و در آن سکه های طلا و یاداشتی پیدا کرد. حاکم در آن یاداشت نوشته بود :
«هر سد و مانعی ممکن است موقعیتی برای تغییر زندگی انسان باشد.»
راستی، شما چقدر از سختی های پیش رویتان برای پیشرفت استفاده میکنید؟
بقیه در ادامه مطلب
حل يك مساله به 2 روش آمريكايي و روسي:
هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضا نوردان به ناسا را اعلام كرد ، با مشكل كوچكي مواجه شد . آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضا بدون جاذبه كار نمي كنند .
جوهر خودكار به سمت پايين جريان پيدا نمي كند و روي سطح كاغذ نمي ريزد .
براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخاب كردند ، تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد ، 12 ميليون دلار صرف شد و در نهايت انها خودكاري طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي نوشت ، زير آب كار مي كرد روي هر سطحي حتي كريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد كار مي كرد .
روسي هاي راه حل ساده تري داشتند آنها از مداد استفاده كردند .
اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسله است :
تمركز روي مشكل يا تمركز روي راه حل . مشكل نوشتن در فضا وراه حل نوشتن در فضا باخودكار
منبع: http://oldboy2.blog.com/

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم:
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد
دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد
من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .
من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد
و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران
من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند.
منبع: www.blog.360.yahoo.com
این عکس یکی از معروف ترین تابلوهای نقاشی یونانیان می باشد. در این تصویر شما هرکول را می بینید که از سینه زنی در حال شیر نوشیدن است. تصویر این زن مربوط به هرا می باشد. روایتی خرافی میان یونانیان باستان وجود دارد که زمانی که هرکول مشغول نوش جان کردن شیر از سینه هرا بود مقداری از این شیر پاشیده شد و کهکشان راه شیری پدید آمد. راستی هرا را هم که حتما میشناسید. ایشان همسر جناب زئوس بودند و خیلی هم هرکول را اذیت کردند.
اصل تصویر بالا را در زیر مشاهده نمایید:

حالا چند تا مجسمه از جناب هرکول:



|
|
|