تبليغاتX
دانستنیها سرگرمی و موضوعات متنوع علمی
 
ببر مازندران
 
در کشور ما اکثر گوشی‌های موجود در بازار ثبت یا ریجستر نشده هستند و از مبادی غیر قانونی وارد می شوند.

اکثر فروشندگان نیز گوشی‌های تقلبی یا چنج خود را به عنوان گوشی‌های اصل معرفی می کنند، البته برای شناسایی گوشی‌های اصل از رجیستر‌چنج راه‌های متفاوتی وجود دارد که متداول ترین آن دادن کد #06#* به گوشی و مشاهده سریال مادربرد گوشی(IMEI) و مطابقت آن با شماره سریال روی بارکد کارتن یا باتری گوشی است.

اگر شماره‌ها با هم همخوانی داشته باشد گوشی اصل خواهد بود، در غیر این صورت گوشی مذکور رجیستر چنج (قاچاق) است. البته به این روش نیز نمی‌توان اطمینان 100درصد داشت، چرا که به تازگی قاچاقچیان گوشی پس از چنج کردن زیر زمینی گوشی (تعویض شماره سریالی که با شماره #06#* در صفحه نمایش گوشی دیده می‌شود) بارکدی تقلبی روی کارتن گوشی می‌چسبانند و شماره سریال باتری گوشی را نیز به همین شکل تغییر می‌دهند.

با این ترفند، همه شماره‌ها با هم مطابقت می‌کند، در حالی که گوشی مذکور قاچاقی است.
متخصصان و فعالان بازار گوشی، هم اکنون برای اطمینان از اصل بودن یا رجیستر چنج بودن گوشی‌های خود به سادگی و از طریق اینترنت، بدون نیاز به یافتن کد گوشی روی کارتن یا باتری گوشی به اصل یا غیر‌اصل بودن گوشی پی می‌برند.

در این روش ، ابتدا روی گوشی خود کد #06#* را وارد می‌کنند تا شماره سریال گوشی یا IMEI گوشی را مشاهده کنند، سپس این شماره را در سایت اینترنتی و بین المللی شماره سریال www.numberingplans.com چک می‌کنند.

این سایت درصورت وارد کردن شماره سریال درست، مشخصاتی از جمله مدل گوشی، کارخانه ساخت گوشی، کشور سازنده، سال ساخت، و حتی کشور سفارش دهنده را نشان می‌دهد.

مشخصات داده شده باید با مشخصات گوشی صدق کند به طور مثال اگر گوشی شما مدل سونی اریکسون w800i باشد پس از وارد کردن شماره گوشی در قسمت مشخص شده سایت، مشخصات همان گوشی نمایان می‌شود. اطلاعات آنالیز شده در سایت پس از درخواست چک کردن شماره سریال گوشی مدنظر، اگر پس از نمایش مشخصات، متوجه شدید که مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نیست و به طور مثال مربوط به یک گوشی k750i است، باید بدانید که گوشی شما غیر‌اصلی و رجیستر چنج است.

 منبع

  نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 23:4  توسط ببر مازندران  | 
لیست زیر که توسط USnews.com منتشر شده است اسامی ۵۰ دانشگاه برتر کشور ایالات متحده آمریکا را به نمایش می گذارد. نکته جالب اینجاست که دانشگاه هاروارد که همه ساله به عنوان برترین دانشگاه جهان انتخاب می گردد در این لیست که مخصوص رنکینگ مهندسی می باشد در رده بیست و سوم قرار دارد.


1) دانشگاه ماسوچوست
2) دانشگاه استنفورد
3) دانشگاه كاليفرنيا - بركلي
4) دانشگاه جورجيا
5) دانشگاه ايلينوس شامپاين
6) دانشگاه كامگي ملون
7) دانشگاه كاليفرنيا
8) دانشگاه شمال شرق كاليفرنيا
9) دانشگاه ميشيگان
10) دانشگاه كرنل
11) دانشگاه تگزاز
12) دانشگاه پردو
13) دانشگاه سن ديگو كاليفرنيا
14) دانشگاه تگزاز A & M
15) دانشگاه ويسكانسين
16) دانشگاه كاليفرنيا - لس آنجلس
17) دانشگاه ماريلند
18) دانشگاه پرينستون
19) دانشگاه كلمبيا
20) دانشگاه كاليفرنيا- سانتا باربارا
21) دانشگاه جنوب غرب
22) دانشگاه پنسيلوانيا
23) دانشگاه هاروارد
24) دانشگاه مينسوتا
25) دانشگاه واشنگتن
26) دانشگاه جان هاپكينز
27) دانشگاه اوهايو
28) دانشگاه فلوريدا
29) دانشگاه پنسيلوانيا
30) دانشگاه دوك
31) دانشگاه رايس
32) دانشگاه روچستر
33) دانشگاه ويرجينيا
34) دانشگاه كاروليناي جنوبي
35) دانشگاه كاليفرنيا - ديويس
36) دانشگاه پلي تكنيك رنسلار
37) دانشگاه كاليفرنيا - ايروين
38) دانشگاه ويرجينيا
39) دانشگاه ياله
40) دانشگاه كلورادو
41) دانشگاه بوستون
42) دانشگاه لهاي
43) دانشگاه واندر بيلت
44) دانشگاه واشنگتن در خيابان لوئيس
45) دانشگاه كيس وسترن
46) دانشگاه اوا
47) دانشگاه دارتموس
48) دانشگاه نيوجرسي
49) دانشگاه دلاوير
50) دانشگاه آريزونا

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:45  توسط ببر مازندران  | 

 

استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.


     شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت. فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.

 
     استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.


پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.

 
     در زمينه تحقيق علمي:
۲۵ مقاله، رساله و كتاب از ايشان به چاپ رسيده است. «تئوري بي نهايت بودن ذرات» استاد، در ميان دانشمندان و فيزيكدانان شناخته شده است. نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور» بزرگ ترين نشان هاي كشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهدا شده است. استاد تنها دانشجوي ايراني اينشتين بوده و در طول زندگي، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمي، ديراك، بوهر و... و با فلاسفه و ادبايي همچون، آندره ژيد، برتراند راسل و... تبادل نظر داشت. ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شد و در كنگره شصت سال فيزيك ايران كه در سال ۱۳۶۶ برگزار شد به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ملقب گرديد. پروفسور حسابي در ۱۲ شهريور ۱۳۶۱ در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبي بدرود حيات گفت. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي، در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .

 

پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, و‌ی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار می‌رود که برای نمونه به مواردی اشاره می‌کنیم:

  • اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
  • اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
  • پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
  • پایه گذاری دارالمعلمین عالی
  • پایه گذاری دانشسرای عالی
  • ساخت اولین رادیو در کشور
  • راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
  • راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
  • راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
  • راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
  • تعیین ساعت ایران
  • پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان «گوهرشاد»
  • شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
  • تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری شورای عالی معارف
  • پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گامهای موسیقی ایرانی به روش علمی
  • پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
  • پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
  • پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
  • پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
  • پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
  • پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهشهای موسیقی
  • پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
  • ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
  • تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی ستاندارد
  • تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
  • پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)
  • راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
  • ایجاد اولین کارگاههای تجربی در علوم کاربردی در ایران
  • ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

 

منبع: www.kamyararyana.blogfa.com

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 22:59  توسط ببر مازندران  | 


بدان ای اسکندر پس از مرگ من
پس از ریزش آخرین برگ من

 

توانی گشایی در پارس را

نهی بر سرت افسر پارس را

 

به تخت جم و کاخ شاهنشهان

قدم چون نهی با دگر همرهان

 

مبادا شوی غره از خویشن

که ایران بسی پرورد همچو من

 آریوبرزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين خود پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.
«اسكندر مقدوني » در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل Arbel يا گوگامل Gaugamele ) و شكست پاياني ايران ، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پارسه ، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد . اسكندر براي فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد :بخشي به فرماندهي (پارمن يونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوي پارسه روان شد وخود اسكندر با سپاهان سبك اسلحه راه كوهستان (كوه كهكيلويه)رادر پيش گرفت ودر تنگه هاي در بند پارس(برخی آنرا تنگ تك آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد.
در جنگ در بندپارس آخرين پاسداران ايران با شماري اندك به فرماندهي آريوبرزن دربرابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند وسپاهيان مقدوني را ناچار به پس نشيني نمودند. با وجود آريوبرزن وپاسداران تنگه هاي پارس گذشتن سپاهيان اسكندر ازاين تنگه هاي كوهستاني امكان پذير نبود. ازاين رو «اسكندر» به نقشه جنگي ايرانيان درجنگ ترموپيلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بيراهه وگذراز راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت نگهبانان ايراني رساند وآنان رادر محاصره گرفت.
آريوبرزن با 40سوار و5هزار پياده ووارد كردن تلفات سنگين به دشمن ، خط محاصره را شكست وبراي ياري به پاتخت به سوي پارسهPersepolice شتافت ولي سپاهياني كه به دستور «اسكندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پيش ازرسيدن او به پايتخت،به پارسه دست يافته بودند.آريوبرزن با وجود واژگوني پايتخت ودر حالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود،حاضر به تسليم نشدوآنقدر درپیكار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه يارانش از پاي در افتادندوجنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان آريوبرزن به خاك افتاده بود.
لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.
  
  
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 22:40  توسط ببر مازندران  | 

 

شكافـتن رباعی بوعلی سینا در ارتباط ذره و آفـتاب

دل گرچه درین بادیه بسیار شتافـت          یک موی ندانست ولی موی شكافـت

اندر دل من هـزار خورشیـد بتافـت          آخر به کمــــــــال ذره ای راه نیافـت

 

این رباعی معظم  از "پور سینا"ست؛ از شیخ الرئیس حجة الحق شرف الملک امام الحکماء ابوعـلی حسین بن عـبدالله بن حسن بن عـلی معروف به "ابن سینا"، فـرزند نامدار منطقه که نسبتش به وطن عـزیز ما ولی افـتخارش به تمام عالم بشریت میرسد. در مورد انتساب این مرد بی مانند خراسان ــ افغانستان قـدیم ــ که یکی او را "ایرانی" میداند و دگری "بخارائی"، بسیار گپ زده اند. اما موضوع بحث این مقاله چیز دیگریست. موضوع بحث، شكافـتن همان رباعی باشکوهـیست، که از طبع بوعـلی تراویده و در ذیل تندیس مرمرینش در "میدان بوعـلی" و در برابر آرامگاه پرجلالـش در همدان ــ ایران ــ  منقـور گشته. این رباعی که عالمی از معانی را در بر دارد ، هم مقام  باعظمت خود بوعـلی و نیز عـظمت کائنات را به بررسی میگیرد.

ابن سینا ضمن این رباعی مقام شامخ و عظمت عـلمی خود را پیش میکشد، آن را در کنار عظمت کائنات میگذارد و این عظمت را با آن عظمت مقایسه میکند. از سعی و تلاش مداوم و شتابندۀ خود در بادیه و وادی عـلم و دانش و حکمت  سخن میگوید و میگوید، که با وجود موشكافی ها، به درک یک سر موئی هم نرسیده است. قـلب خود را باز میکند، که در آن هـزار خورشید دانش و معرفـت میدرخشد و وقـتی آنرا در برابر عظمت جهان هـستی قـرار میدهـد، به صراحت اقـرار میدارد، که حتی به ساختمان یک ذره هم  پی نبرده  است. بوعـلی کائنات را از طریق ذره میخواهـد شرح دهـد و چون به کنهِ ذره نمیرسد، خود را از درک جهان هـستی عاجز مییابد. توانائی خود را برجسته میسازد، ولی وقـتی عظمت عالم هـستی را مینگرد، سر تسلیم مینهد.

 

البرت اینشتین که انسان معـتقـدی بود، فـرق اعـتقاد یک فـرد عادی و اعـتقاد یک متفکر را درین می بیند، که  متفکر با عالمی بُهت و عَجز، در برابر مبدأ هـستی، سر خم میکند. درست کاری را که بوعـلی سینای نامور، ده  قـرن پیشتر از او کرده بود.   

 

بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 9:47  توسط ببر مازندران  | 
تخته سنگ 

    
در زمانهای گذشته حاکمی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که واکنش مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد .
بعضی از بازرگانان، نظامیان و ندیمان ثروتمند حاکم بی اعتنا از کنار تخته سنگ می‌گذشتند و بسیاری هم غرولند می‌کردند که این چه شهریست که نظم ندارد، حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه ای است . با این حال هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت.
نزدیک غروب یکی از روستائیان نزدیک سنگ رسید، در حالی که در پشتش بار میوه و سبزیجات بود، بارهایش را بر زمین گذاشت و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده بر داشت و آن را کناری قرار داد، ناگهان زیر تخته سنگ کیسه ای را دید، کیسه را باز کرد و در آن سکه های طلا و یاداشتی پیدا کرد. حاکم در آن یاداشت نوشته بود :

«هر سد و مانعی ممکن است موقعیتی برای تغییر زندگی انسان باشد.»

راستی، شما چقدر از سختی های پیش رویتان برای پیشرفت استفاده می‌کنید؟ 

  نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 18:4  توسط ببر مازندران  | 
همه ما مسافر زمان هستيم. همين الان كه شما اين مطلب را مي‌خوانيد، زمان به پيش مي‌رود و آينده به حال و حال به گذشته تبديل مي‌شود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ مي‌شويم و مي‌ميريم. پس زمان در جريان است.

آلبرت اينشتين با ارائه نظريه نسبيت خاص نشان داد كه اين كار از نظر تئوري شدني است. بر طبق اين نظريه اگر شيئي به سرعت نور نزديك شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت ميگيرد. بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد، زمان به عقب برمي‌گردد. مانع اصلي اين است كه اگر جسمي به سرعت نور نزديك بشود جرم نسبي آن به بينهايت ميل ميكند لذا نميشود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد يك روز اين مشكل هم حل شود. بر خلاف نويسنده ها و خيالپردازها كه فكر ميكنند سفر در زمان بايد با يك ماشين انجام شور، دانشمندان بر اين عقيده هستند كه اينكار به كمك يك پديده طبيعي صورت ميگيرد. در اين خصوص سه پديده مد نظر است: سياهچاله هاي دوار، كرم چاله ها و ريسمانهاي كيهاني.

سياهچاله ها:

اگر يك ستاره چند برابر خورشيد باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا كه يك نيروي جاذبه قوي دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده مي‌شود و يك حفره سياه رنگ مثل يه قيف درست مي‌كند كه نيروي جاذبه فوق العاده زيادي دارد طوري كه حتي نور هم نمي‌تواند از آن فرار كند. اما اين حفره ها بر دو نوع هستد. يه نوعشان نمي چرخند لذا انتهاي قيف يك نقطه است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 16:12  توسط ببر مازندران  | 

 

حل يك مساله به 2 روش آمريكايي و روسي:

 

هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضا نوردان به ناسا را اعلام كرد ، با مشكل كوچكي مواجه شد . آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضا بدون جاذبه كار نمي كنند .

جوهر خودكار به سمت پايين جريان پيدا نمي كند و روي سطح كاغذ نمي ريزد .

براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخاب كردند ، تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد ، 12 ميليون دلار صرف شد و در نهايت انها خودكاري طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي نوشت ، زير آب كار مي كرد روي هر سطحي حتي كريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد كار مي كرد .

 

روسي هاي راه حل ساده تري داشتند آنها از مداد استفاده كردند .

اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسله است :

 تمركز روي مشكل يا تمركز روي راه حل . مشكل نوشتن در فضا وراه حل نوشتن در فضا باخودكار

منبع: http://oldboy2.blog.com/

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:23  توسط ببر مازندران  | 
منشور کورش کبیر اولین اعلامیه حقوق بشر 

 

 

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم:

كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد،

هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند.

 

منبع: www.blog.360.yahoo.com

 

  نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 12:41  توسط ببر مازندران  | 
هركول يا هراكلس نام قهرمان اسطوره اي یونان و روم باستان فرزند خداي زئوس و آلكمنا است. براي تبديل شدن به يكي از خدايان وادار شد كه دوازده مرحله پر خطر را پشت سر بگذارد كه به دوازده خان هركول معروف است.

این عکس یکی از معروف ترین تابلوهای نقاشی یونانیان می باشد. در این تصویر شما هرکول را می بینید که از سینه زنی در حال شیر نوشیدن است. تصویر این زن مربوط به هرا می باشد. روایتی خرافی میان یونانیان باستان وجود دارد که زمانی که هرکول مشغول نوش جان کردن شیر از سینه هرا بود مقداری از این شیر پاشیده شد و کهکشان راه شیری پدید آمد. راستی هرا را هم که حتما میشناسید. ایشان همسر جناب زئوس بودند و خیلی هم هرکول را اذیت کردند.

اصل تصویر بالا را در زیر مشاهده نمایید:

 

 

حالا چند تا مجسمه از جناب هرکول:

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 23:51  توسط ببر مازندران  |