تبليغاتX
دانستنیها سرگرمی و موضوعات متنوع علمی
 
ببر مازندران
 

تصاویر زیر مربوط به یک مادر بزرگ چینی می باشد که در طول جنگ جهانی دوم یک گلوله نظامیان ژاپنی در مغز او جا خشک کرد. این مادر بزرگ ۷۷ ساله از ۱۳ سالگی این گلوله و متعاقبا درد همراه آن را در سرش محفوظ نگه داشت. تا اینکه بالاخره پس از جراحی موفقیت آمیز از شر این گلوله و سردرد ناشی از آن رهایی پیدا کرد. شما میتوانیند تصویر گلوله ای را که ۶۴ سال در مغز سر این خانم بوده را مشاهده نمایید تا پی به این موضوع ببرید که مطمئن ترین امور نیز گاه غیر ممکن می شوند که از اراده من و شما خارج است. ولی ...

 

عجیب و تکان دهنده ...

 

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:26  توسط ببر مازندران  | 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:17  توسط ببر مازندران  | 

 

تصاویر بالا تصاویری از شبکه های غربی وابسته به دول مدعی دموکراسی میباشد. این شبکه ها با انتشار این تصاویر سعی در نمایش سرکوب حقوق بشر در ایران دارند. اما آنها به این سوی قضیه نیز نمی نگرند و به جرمهای دهشتناکی که از بابت این مجرمان شیطان صفت به مردم ایران تحمیل شده اشاره ای نمیکنند.

لازم به ذکر است ۲ تصویر بالا و سمت راست صفحه اعدام اعضای باند خفاش سیاه را نشان می دهد.

باندی که کمترین جرم آنها تجاوز- فحشا - قتل و ... و البته انجام برخی از این دست کارها در ملا عام میباشد.

حال خودتان کلاهتان را قاضی کنید و بگویید که آیا این افرا شایسته چنین مجازاتی میباشند یا خیر.

 

 در صورتی که نظری در این باره دارید میتوانید در قسمت نظرات قرار دهید تا با هم در این مورد بحث نماییم.

 

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 15:10  توسط ببر مازندران  | 

بسمه تعالي

مجالي كوتاه بر سريالهاي افسانه شجاعان و جواهري در قصر پخش شده از سيماي جمهوري اسلامي ايران

سريال افسانه شجاعان كه در نوع خود سريالي كم نظير با درونمايه‌اي پسنديده ، تقابل خير و شر با استفاده از زبان نماد بود در سال 81 طرفداران بيشماري را به خود جذب كرده بود. هر چند اين سريال در اواخر عمر خود در بهار سال 82 نيز ادامه پيدا كرد اما بخش اعظم اين سريال در تابستان ، پاييز و زمستان سال 81 بر روي صفحه تلويزيون به تصوير كشيده شد.
اما اين سريال به دليل درونمايه رزمي خود مورد توجه گروه هاي سني ميانسال و كهنسال قرار نگرفت و اكثر طرفداران پرشمار خود را از قشر جوانان و خردسالان به دست آورده بود.
اما هم اكنون سريالي تحت عنوان جواهري در قصر از شبكه دو سيما در حال پخش است كه به طرزي بي سابقه با روحيات مردم ايران سازگار شده و طبق آخرين آمار صدا و سيما اين سريال با 86 درصد بيننده يك ركورد جاودانه را در سيماي ايران به ثبت رسانيد. اين سريال كه آيينه تمام نماي زندگي بسياري از مردم ايران مي‌باشد، تقابل بين خير و شر را به گونه‌اي مثال زدني به تصوير كشيده است. جواهری در قصر هم اكنون در كشور آمريكا تحت عنوان  " a jwel in the palace " در حال پخش مي باشد و از پرطرفدارترين سريالهاي نمايشي در آمريكا به حساب مي‌آيد.



لی یونگ ای ( یانگوم )

متولد ۳۱ ژانویه ۱۹۷۱ شهر سئول کره جنوبی

                          

 یانگ می جین ( بانو هن )

متولد ۲۵ جولای ۱۹۶۱ کره جنوبی

 

جیون می ری ( بانو چویی )

متولد ۱۹ سپتامبر ۱۹۶۴ کره جنوبی                 

 

هونگ ری نا ( گیومیونگ )

متولد ۱۹۶۸ کره جنوبی

جی جین هی ( افسر مین جان گو )

متولد ۲۴ ژوئن ۱۹۷۱ کره جنوبی

یوئه وان گای ( بانو یونگ )

۲۵ فوریه ۱۹۴۰ کره جنوبی

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 12:54  توسط ببر مازندران  | 

بهرام چوبين

سال ۵۸۸ ترسايي (۱۴۱۳ سال پيش)، ارتش ايران در جنگ بلخ با خاقان «شابه» از جنگ افزار تازه اي كه در آن نفت خام به كار رفته بود بهره گرفت. در اين جنگ فرماندهي ارتش ايران بر دوش ارتشبد «بهرام مهران» سرشناس، ملقب به «بهرام چوبين» بود كه در تاريخ جنگ آوري جهان از او چونان يك انديشمند و راهگشاي ارتشي نام برده شده است. بهرام در شهر ري زاده شد و از خانواده مهران بود كه در درازناي پنج سده بهترين افسران ارتش شاهنشاهي ايران از آن برخاسته بودند.

بهرام چوبين نخستين فرماندهي بود كه با بهره گيري از نفت خام و اندي ابزار ساده، نخستين گروه آتشبار را در تاريخ جنگاوري جهان پايه‌گزاري كرد. بهرام كه در پي بلندبالايي و تنومندي‌اش «چوبين» - همچون چوب - نام گرفته بود، در زماني كه از سوي شاهنشاه ايران فرماندار استان شمال باختري بود (از ري تا مرز شمالي گرجستان و داغستان كنوني، دربرگيرنده ارمنستان، آذرآبادگان و كردستان يعني يك چهارم همه ايران ـ در آن زمان، ايران به چهار استان بزرگ بخش ميشد)، هنگام بازديد از جايگاه بيرون زدن نفت خام از زمين در سرزمين بادكوبه (باكو) در كرانه نيمروز باختري درياي مازندران و آگاهي از آتشزا بودن اين ماده، بر آن شد تا از آن گونه اي جنگ افزار تازه‌اي بسازد و اين كار را به مهندسان ارتش واگذار كرد.

 بقیه تو ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 18:45  توسط ببر مازندران  | 

سرود  ای ایران

این سرود توسط حسین گل گلاب سروده شد و در ۲۷ مهر سال ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی متولد گردید. بعدها این سرود توسط استاد غلامحسین بنان نیز اجرا شد. و از ویژگی های منحصر به فرد این سرود استفاده تمام عیار از لغات فارسی میباشد که در نوع خود بی نظیر و عاری از هرگونه کلمه عربی یا بیگانه دیگری می باشد. این سرود پس از انقلاب اسلامی سرود ملی ایران به حساب می آمد ولی بعدها به سرودی که هم اکنون می خوانیم بدل گردیده است.

اي ايران اي مرز پر گهر اي خاکت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان پاينده ماني تو جاودان
اي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم
جان من فداي خاک پاک ميهنم
* * *
مهر تو چون شد پيشه ام دور از تو نيست انديشه ام
در راه تو کي ارزشي دارد اين جان ما
پاينده باد خاک ايران ما
* * *
سنگ کوهت در و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كي برون کنم
برگو بي مهر تو چون کنم ؟
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ايزدي هميشه رهنماي ماست
* * *
ايران اي خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پيکرم
جز مهرت به دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته ام
مهرت ار برون رود بميرد اين تنم

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:30  توسط ببر مازندران  | 

متن وصیتنامه جهان پهلوان تختی

خانه شميران به دو خواهرهايم واگذاردم، تا موقعي كه زنده هستند از آن استفاده نموده در صورتي كه پسرم باقي بود بعد از مرگشان به بابكم واگذار نمايند. مدال هايم را البته اگر بابك عزيزم بزرگ بود مال ايشان بود ولي چون چهار ماه بيشتر ندارد به اسم فرزند دلبندم بگذاريد در موزه حضرت رضا(ع) ديگر عرضي ندارم صورت بدهي هايم اين است:


بانك ها – آن ها رهن است
اشخاص:
شركت مريخ 5بنز 50000 ريال
نيكو سليمي 40000 ريال
امير خان 2000 ريال
پرويز خان بيضايي 2000 ريال
روح الله سليمي 5000 ريال
حاج حسين خاله 5000 ريال
طلب از خسرو ضابطي 20000 ريال

( به انضمام امضای آقا تختی )
غلامرضا تختي
16 /10 /46

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 20:37  توسط ببر مازندران  | 

سلام . حتما چيزهايي در مورد آتش عقب موشك آر‌پي‌جي شنيديد. اينكه آتش اين موشك بسيار خطرناكه و ميتونه به راحتي يک انسان رو به تلي از خاكستر تبديل كنه. به عكس دقت كنيد.

              

حدستون درسته. آتيش عقبه اين موشك تا فاصله 15 متري كاملا كشنده هست و تا فاصله 30 متري ميتونه جراحات شديدي رو بر روي نفر ايجاد كنه. البته اين عكس مربوط به دوران دفاع مقدسه و لازمه كه از اون عزيزان هم  يادي كنيم. گفتن اين حرفا شايد كمي متاثر كننده باشه ولي به هر حال واقعيته. وقتي تو ميدان مين نيروها توسط دشمن شناسايي بشن و تيربار دشمن در حال درو كردن گروهان باشه مسلما چاره‌اي جز زدن تيربار با آر‌پي‌جي نيست. ولي چطور؟ تمام نيروها تو يه معبر باريك پشت به هم ايستادن. شليك اين موشك مي‌تونه حداقل سي يا چهل نفر رو شهيد كنه. اينجاست كه جانبازي نهايت معناي خودش رو پيدا ميكنه. يه نفر لازمه كه پشت آر‌پي‌جي زن سرپا وايسه و تمام شعله حاصل رو دفع كنه. فكر مي‌كنين از اين آدم چي بمونه. اميدوارم اين حرف من موجب رنجش دل خانواده شهدا نشه. ولي از يه سرباز فقط يه مشت گوشت سوخته باقي مي‌مونه كه به خونوادش تحويل مي‌دن. در طول جنگ هشت ساله به راحتي ده‌ها مورد فداكاري از اين نوع مشاهده شده كه با هيچ علم و منطقي قابل درك نيست جز با عشق كه اونم هركسي نداره.

 

" نام منبع توی تصویر ذکر شده است "

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:49  توسط ببر مازندران  | 
 

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:9  توسط ببر مازندران  | 
این تصویرها هم توی یک سایت بحرینی بوده که اگه شما هم ببینین کف می کنین که این عربها چرا تصویرایی از ایران رو توی سایت خودشون میذارن که قول میدم هیچ کدوم از شما نمیتونه بگه که همه این تصویرا رو قبلا دیده بودم.

امتحان کن:

 

 

بقیه توی ادامه مطلب:


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:5  توسط ببر مازندران  | 
06.05.02.Dicey-X.gif

ایول - ایول - داش محمودو ایول.

آفا محمود حریفت حرفه ایه

برای کسانی که میخوان بدونن اون بالا چه خبره: خانم رایس داره به محمود میگه بازی رو تمومش کن . ولی محمود جون بدون توجه میگه خودت شروع کردی.

  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:32  توسط ببر مازندران  | 

برلین پس از جنگ جهانی دوم

After the war, the Tiergarten park in the city center was a wasteland. The people of Berlin had cut down the trees to use as firewood.

تصویر بالا پارک Tiergarten park را در برلین نمایش می دهد که مردم شهر درختان این پارک زیبا را

به منظور استفاده به عنوان هیزم بریده اند.

The Brandenburg Gate, built in 1791, was still standing. It would soon be incorporated into the Berlin Wall, which would divide the city into East and West sectors during the Cold War.

تصویر بالا Brandenburg Gate را نشان میدهد که در سال ۱۷۹۱ ساخته شده بود و همچنان پابرجا

باقی میباشد. این دروازه در طول دوران جنگ سرد به عنوان دروازه برلین شناخته می شده که

برلین را به دو بخش غربی و شرقی تبدیل کرده بود.

People gathered near the Tiergarten to buy black market goods.

مردم شهر در اطراف Tiergarten جمع شدند تا کالاهای بازار سیاه را خریداری کنند.

The massive Olympic Stadium, which the Nazi party built for the 1936 Summer Games, survived the war with little damage.

ورزشگاه المپیک برلین در میان خرابه های شهر

Some women, like the one here on the right, worked as prostitutes.

تصویر یک زن آلمانی که برای امرار معاش به خودفروشی دست زده است.

Photograph:Residents of Berlin awaiting a cargo plane carrying food during the Soviet blockade of the city in 1948–49.

مردم شهر برلین در سالهای ۱۹۴۸ و ۴۹ و در دوران اشغال این شهر توسط نیروهای

 شوروی در انتظار هواپیمای حامل غذا برای خود بوده اند. 

  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:54  توسط ببر مازندران  | 

World War 2 Pictures

تصاویری از جنگ جهانی دوم


Adolf Hitler

آدولف هیتلر




Dresden after Allied bombing. Allied bombing of the German city of Dresden later in the war proved controversial. 85% of the baroque city was destroyed.
شهر درسدن پس از بمباران متفقین. بمباران شهر آلمانی درسدن توسط متفقین که در طی آن ۸۵ درصد شهر ویران شد.



The Big Three: The Allied Leaders: Prime Minster Winston Churchill (UK), President Franklin Delano Roosevelt (US), and First Secretary Joseph Stalin (USSR)

سه شخصیت مشهور دنیا: رهبران متفقین:

نخست وزیر وینستون چرچیل (انگلیس)

رئیس جمهور دلونا روزولت (ایالات متحده)

جوزف استالین (اتحاد جماهیر شوروی)



 


Benito Mussolini Italy's 'Duce' Founder of Italian fascism.

بنیتو موسولونی - پایه گذار فاشیسم ایتالیا




General Charles de Gaulle Leader of the Free French in opposition to Pet�in's Vichy regime.

ژنرال چارلز دوگول رهبر ارتش فرانسه آزاد در مقابل رژیم ویچی




Thousands of Holocaust victims arriving at the Nazi extermination camp at Birkenau in 1944
هزاران تن از قربانیان هولوکاست در سال ۱۹۴۴ خود را به اردوگاه ویرانگری نازیها رساندند.



Soviet soldiers raise their flag over the Reichstag in Berlin in 1945

سربازان متفقین پرچم های حود را بر فراز شهر برلین برافراشتند. 

(۱۹۴۵)




Japan's Emperor Hirohito

هیروهیتو - امپراطور ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم




A mushroom cloud from the nuclear explosion over Nagasaki rising 60,000 feet into the air on the morning of August 9th, 1945

ابر قارچ مانندی که پس از انفجار اتمی بر فراز شهر ناکازاکی

تا ارتفاع ۶۰۰۰۰ فوت در صبح آگوست ۱۹۴۵

رشد کرد.

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:37  توسط ببر مازندران  | 
Image:Salahaddin.jpg

سلطان صلاح الدین ایوبی

صلاح الدین یک رهبر - یک سیاستمدار و یک دانشمند فرهیخته در زمان خویش بوده است همچنانکه عقاید و روشها و نقشه های زندگی صلاح الدین در غرب و شرق مورد پذیرش عامه قرار گرفته است.

صلاح الدین در ۵۳۴ ه.ق مصادف با ۱۱۳۸ پس از میلاد مسیح متولد شد. تاریخ نویسان معتقدند که او متعلق به یک خانواده کردی می باشد. پدر او نجم الدین ایوبی یکی از والیان مشهور تکریت بوده است. بر طبق برخی از منابع تاریخی صلاح الدین در روستایی به نام " مانت پیرمام " به دنیا آمده که تاریخ شناسان این مکان را که محل تولد صلاح الدین می باشد را به تکریت و یا اربیل وابسته دانسته اند. او به همراه پدرش از همان کودکی به سفرهای مختلفی می رفت تا خواندن و نوشتن و همچنین اصول پادشاهی را بیاموزد.

صلاح الدین امیران ملل عرب را از شمال شرق عراق و شمال ترکیه و سوریه را جمع کرد و توافقنامه ای را به امضا رسانید. بدین ترتیب او امیر اعراب در آن زمان به حساب می آمد. در جنگ اول او در مقابل صلیبیون او ارتش منظم و قدرتمندی را تشکیل داد و از بهترین سلاح های موجود آن زمان بهره گرفت و عده زیادی از سربازان و سران صلیبی را اسیر نمود. صلاح الدین در سال ۵۸۲ ه.ق نیروهای بسیاری را فراهم آورد و به سمت اورشلیم - سرزمین مقدس مسلمانان و یهودیان و مسیحیان - حرکت کرد و توانست این شهر مقدس را از صلیبیون بازپس بگیرد. پس از انتشار خبر سقوط اورشلیم در اروپا شاه ریچارد شیردل به همراه عده کثیری از سپاهیان اروپایی از فرانسه و آلمان و انگلیس به سمت اورشلیم لشگر کشی نمود. اروپاییها پس از رسیدن به فلسطین با سپاهیان مسلمانان درگیر شدند و این جنگ که پنج سال ادامه یافت نتیجه ای برای اروپاییان به همراه نداشت و آنها موفق به بازپس گیری اورشلیم از مسلمانان نشدند.

سلطان صلاح الدین که در جنگ آوری - دلیری و جوانمردی زبانزد مسلمانان و مسیحیان می باشد در دوران جنگ نیز همچنان در فکر ایجاد تمدن و پیشرفت علم بود.

این شاه والامقام و افتخار مسلمانان در دوران جنگهای صلیبی در سال ۵۸۸ ه.ق مصادف با چهارم مارس ۱۱۹۳ پس از میلاد در سن ۵۸ سالگی و بر اثر ابتلا به بیماری در گذشت. بدن او در کنار مسجد امیه در دمشق مدفون است و بسیاری از رهبران سیاسی دنیا هنگام سفر به سوریه از قبر سلطان صلاح الدین دیدن می کنند.

 متن بالا خلاصه ای از مرجع اصلی آن است که می توانید متن کامل انگلیسی

 آن را در "ادامه مطلب" مشاهده نمایید.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:32  توسط ببر مازندران  | 

بكاررفتن نخستين بمب اتمي در جنگ

پنجم اوت سال 1945 به وقت آمريكا (ششم اوت به وقت ژاپن) يك بمب افكن «بي - 29» امريكا نخستين بمب اتمي را بر شهر هيروشيما در ژاپن فرو افكند كه در همان لحظه بيش از شصت هزار تن كشته و افزون بر 120 هزار تن ديگر مجروح شدند كه بسياري از مجروحين نيز به تدريج جان سپردند. آمريكا از سال 1939 كار توليد سلاح اتمي را آغاز كرده بود كه نخستين بمب 16 ژوئيه (بيست روز پيش از بمباران اتمي هيروشيما) در ايالت نيومكزيكو آمريكا آزمايش شده بود. بمباران اتمي ساعت 9 و 15 دقيقه بامداد به وقت محلي انجام شد. بمب معادل 20 هزار تن تي.ان.تي. قدرت انفجار داشت. خلبان هواپيمايي كه بمب را فروافكند سرهنگ پال تيبتز Paul w.TibetsJr. بود كه نام مادرش «انولاگي Enola Gay» را روي بدنه هواپيما نوشته بودند. پس از انفجار بمب، برقي خيره كننده جهيد و متعاقب آن ابر سياه ناشي از سوختن و ذوب شدن آن چه كه در زمين بود به آسمان بلند شد و در ارتفاع 300 متر قارچ سفيد رنگي از اين ابر برخاست كه تا ارتفاع هفت كيلومتري زمين بالا رفت. اين بمب در روي زمين به مساحت چهار مايل مربع همه چيز را نابود كرده بود. جمعيت هيروشيما پيش از حمله اتمي 345 هزار تن بود.
    در همين روز در سال 1963 پيمان منع آزمايشهاي هسته اي در جو زمين و داخل اقيانوس امضاء شد و از آن پس اين آزمايشها در زير زمين انجام گرفته است.

 

ابري قارج مانند ، پس از بمباران اتمي از شهر برخاست. پس از انفجار، برق بدون صدايي زده شد و نوري چندين برابر خورشيد ساطع گرديد.

شهر آباد و زيباي هيرو شيما پس از انفجار بمب اتمي به اين صورت در آمد

شهر زیبای هیروشیما پس از بمباران اتمی

  

... و بمب افكن شماره 82 (انولا گي) پس از رها ساختن بمب اتمي بر هيروشيما در پايگاه خود فرود مي آيد
 بمب افکن شماره ۸۲ پس از رها ساختن بمب اتمی بر هیروشیما در پایگاه خود فرود می آید.

   

كاركنان پرواز بمب افكن 82 در كنار اين هواپيما. نفر وسط خلبان اول هواپيماست

 کارکنان پرواز بمب افکن ۸۲ در کنار این هواپیما. نفر وسط خلبان اول هواپیما است. 

 

منبع:   www.iranianshistoryonthisday.com


  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:54  توسط ببر مازندران  | 

شكست بزرگ روم از ارتش ايران


هشتم اوت سال 40 پيش از ميلاد ارتش ايران با در هم شكستن ارتش روم، سوريه را پس گرفت . واحدهاي نظامي ايران سپس به پيشروي خود ادامه داده و فلسطين را هم تماما تصرف کردند.
سناي روم كه چنين ديد، به ايران اعلان جنگ داد و سه سال طول كشيد تا تدارك اين جنگ كه براي آن لژيونرهاي رومي از سراسر متصرفات اين امپراتوري، از انگلستان و فرانسه و اسپانيا و آلمان گرفته تا شمال آفريقا، ايلريا (يوگسلاوي) و يونان احضار شده بودند فراهم شود .حمله به ايران در سال 36 پيش از ميلاد با 113 هزار سرباز زبده به فرماندهي ماركوس آنتونيوس (شوهر كلئوپاترا ملكه يوناني تبار مصر) آغاز شد. اين بزرگترين لشكركشي غرب به شرق در طول تاريخ تا سال 1990 بشمار آمده است. پيش از آغاز جنگ ، آخرين درخواست اكتاويوس امپراتور روم كه خواهان پس دادن پرچم هاي سربازان شكست خورده رومي در جنگ حران (كارهه) در سال 53 پيش از ميلاد شده بود از سوي مجلس عالي ايران (مٍهستان) رد شده بود . در جنگ حران هفت لژيون (لشكر) رومي و فرمانده آنان "كراسوس" نابود شده بودند. فرمانده نيروهاي ايران در آن جنگ سپهبد "سورنا" بود كه جنگ افزارهاي تازه به ميدان آورده بود و تاكتيك (تا آن زمان )بي سابقه اي را به كار بسته بود.

 

تصوير كلئوپاترا كه در زمان حيات او بر ديوار سنگي حك شده است

ماركوس نيز مانند كراسوس يكي از سه عضو شوراي عالي امپراتوري روم بود. در جنگ تازه، نيروهاي ايراني به فرماندهي فرهادچهارم، شاه انتخابي وقت، از تاكتيك حملات سريع و مكرر سواره نظام سبك اسلحه و كشاندن دشمن به ميداني كه از پيش تهيه شده بود و رها كردن آن در چنگ واحدهاي اصلي استفاده كردند و اين ارتش عظيم را متلاشي ساختند؛ به گونه كه با دادن 24 هزار كشته و هزاران اسير فرار كرد و اسيران رومي به منطقه اي كه امروز شهر اروميه است جهت پرداختن به كار كشاورزي فرستاده شدند. در آن زمان مركز آذربايجان شهري بود كه بقاياي آن به تخت سليمان معروف است.

(تصویر مقابل مربوط به کلئوپاترا میباشد که در زمان حیات او بر دیوار سنگی حک شده است.)

نويسندگاني كه خود شاهد صحنه هاي جنگ ماركوس و فرهاد چهارم بودند نوشته اند: ماركوس كه زير ضربات سواره نظام ايران قرار داشت پس از آخرين عقب نشيني كه به او اجازه داده شد از راه درياي سياه به قلمرو روم بازگردد از فرط ناراحتي و با مشاهده وضع آشفته سربازان خسته و گرسنه رومي به گريه كردن و اشك ريختن افتاده بود.
اكتاويوس درصدد جمع آوري قوا براي جبران اين شكست برآمد، ولي موفق نشد و پس از آن، روم دچار اختلافات داخلي شد و اكتاويوس كه بعدا سناي روم به او لقب "اوكوستوس" داد مجبور شد كه با ماركوس (شكست خورده از ايران) كه دلبندي به كلئوپاترا، وي را مقيم مصر كرده و به مصوبات سنا توجه نمي كرد بجنگد و از فكر جنگ با ايران خارج شود.
در جنگ دو رقيب كه در منطقه آكتيوم صورت گرفت و نبردي دريايي بود، ناوگان مشترك ماركوس و كلئوپاترا شكست خورد و طبق نوشته "پلوتارك" ، پس از عقب نشيني آن زن و شوهر به مصر، نخست ماركوس و سپس كلئوپاترا خودكشي كردند.
دو ابر قدرت زمان، ايران و روم، بعدا اختلافات خود را بر سر ارمنستان كه پادشاه آن بايد يك شاهزاده ايراني مي بود حل كردند و تا 71 سال ميان دو امپراتوري برخورد نظامي چشمگيري روي نداد.

 

منبع : www.iranianshistoryonthisday.com

  

  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:8  توسط ببر مازندران  | 
 

 وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي

خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي

و بقيه گريه كنن.

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 21:3  توسط ببر مازندران  | 


دو خط موازی

دو خط موازی زائيده شدند . پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشيد.

آن وقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد .
و در همان يک نگاه قلبشان تپيد .
و مهر يکديگر را در سينه جای دادند .

خط اولی گفت :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 21:2  توسط ببر مازندران  | 

ببر مازندران

از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد:

ببر ایرانی یا ببر مازندران نام علمی(Panthera tigris virgata) در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می‌‌زیسته که امروزه نابود شده است. آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می‌‌گفتند در سال ۱۳۳۸ ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.

از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است. عکسها و پوستها

 

نشان می‌‌دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا اندازه‌ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است. موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگ‌تر از ببر بنگال و کوچک‌تر از ببر سیبری بوده است. ببر مازندران مارال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می‌‌کرد. شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است.

42-17176565 - Tiger Yawning                42-16424073 - Bengal Tiger Running on Beach                       42-16424394 - Bengal Tiger Running Along the Beach

منبع: http://fa.wikipedia.org/wiki

  نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:3  توسط ببر مازندران  | 
شعری از یک کودک آفریقایی نامزد دریافت جایزه ادبی سال 2005
 
=======================================                                             
When I born, I Black,                                                                                                      
When I grow up, I Black,                                                                                                 
When I go in Sun, I Black,                                                                                               
 When I scared, I Black,                                                                                                   
When I sick, I Black,                                                                                                        
And when I die, I still black...                                                                                           
And you White fellow, When you born, you pink,                                                                
When you grow up, you White,                                                                                        
  When you go in Sun, you Red,                                                                                         
When you cold, you blue,                                                                                                
 When you scared, you yellow,                                                                                         
When you sick, you Green,                                                                                              
And when you die, you Gray...                                                                                         
And you call me colored???                                                                                             
 وقتي كه به دنيا مي آيم، يك سياه هستم
وقتي كه بزرگ  مي شوم، ‌يك سياه هستم
وقتي كه زير آفتاب ميروم، يك سياه هستم
وقتي كه وحشت مي كنم،يك سياه هستم
وقتي كه بيمار مي شوم، يك  سياه هستم
و وقتي كه مي ميرم، هنوز يك سياه هستم...
 
و اما تو ، اي دوست سفيد پوست
وقتي كه به دنيا مي آيي، صورتي هستي
وقتي كه بزرگ مي شوي يك سفيدي
وقتي كه زير آفتاب مي روي، يك سرخي
وقتي كه سردت ميشود ، يك كبودي
وقتي كه وحشت مي كني، يك زردي
وقتي كه بيمار مي شوي، يك سبزي
و  وقتي كه مي ميري، يك خاكستري....
                                  
و با اينحال، تو مرا رنگين پوست مي نامي؟؟؟
 
  نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:34  توسط ببر مازندران  | 
 

 I ran into a stranger as he passed by

با مرد غریبه اي كه در حال عبور بود برخورد کردم.

 Oh excuse me please" was my reply.

 معذرت ميخوام.

He said, "Please excuse me too;

من هم معذرت ميخوام.

 

برای دیدن باقی متن به " ادامه مطلب " رجوع کنید.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:38  توسط ببر مازندران  | 
اینجا ایران - مازندران - دریاچه ولشت - مرزن آباد:

iran - mazandaran - valasht lake - marzan abad

 برای دیدن باقی عکس ها و منبع آنها روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:49  توسط ببر مازندران  | 

کورش کبیر:


فرمان دادم تا بدنم را بدون این که مومیایی کنند و یا در تابوت بگذارند در گور قرار دهند

 تا ذرات تنم خاک ایران شود.

  نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:20  توسط ببر مازندران  | 
 

کوچکترین پل بین المللی دنیا

تصویری که می بینید کوچکترین پل بین المللی دنیا می باشد که جزیره سمت چپ که متعلق به کانادا می باشد را به جزیره سمت راست که متعلق به آمریکا می باشد وصل می کند.

منبع: 

http://www.shalamshoorba.blogfa.com
  نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 18:21  توسط ببر مازندران  | 

گرفتن عکس از media player

شما دارید فیلمی رو با نرم افزار media player نگاه میکنید که از یه صحنه فیلم خوشتون

میاد و دوست دارید عکس اون قسمت فیلم رو داشته باشید برای اینکار:

1-ابتدا فیلم را pause میکنید.

2-سپس کلید ctrl+i را با هم فشار دهید.

۳- حالا عکس را در هر جای کامپیوترتان که دوست دارید ذخیره کنید.

منبع

  نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:25  توسط ببر مازندران  | 

با تو گفتم كه چرا محو تماشاي مني، آنقدر مات كه يك دم مژه بر هم نزني، مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني

-----------------------------------------------------------

دريا باش كه اگر كسي سنگ بزرگي بسويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاتم شوي!

----------------------------------------------------------

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است......
اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

------------------------------------------------------------------

خنده از لطفش حکایت می کند گریه از از قهرش حکایت می کند این دو پیمان مخالف در جهان از یکی دلبر حکایت می کند

------------------------------------------------------------------------------

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت ،من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

------------------------------------------------------------------------------------

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم

-------------------------------------------------------------------------------- 

دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم
نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم
نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن
نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم
خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني
مي ري شعر جدايي رو مي خـوني
مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه
تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني

  نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:56  توسط ببر مازندران  |